برگزیده همایش پارسی بلاگ و جشنواره امام من | ||
قبل شهادت حاج همت داداش عکس حاج همت را توی آلبوم جبهه اش کنار یک گل صورتی خوشرنگ گذاشته بود...توی دنیای خودم هر وقت عکس حاج همت نگاه می کردم یک حس عجیب و ناگفتنی بهم دست می داد، حسی برخاسته از چشمانی با جذبه و نافذ تا سال 63 که حاج همت شد شهید همت...حالا زیبایی این گل دو چندان شده بود...اصلاً این گل تمام زیباییش را شهید همت وام گرفته بلاشک در هر جا و موقعیتی که اسم شهید همت میاد ناخودآگاه تصویر یک گل زیبا توی ذهنم روشن میشه...اسم شهید همت مساوی با تصویر یک گل زیباست در ذهن من...یقینا گل زیبای بهشته این شهید همت
خدایم پاسخ دهد(نعوذ باالله): خدای مهربان من! تو که شاهد بودی جنگ را در چه شرایط سخت و دشواری بر ما تحمیل کردند...زمانیکه دزدان پهلوی خزانه مملکت را به معنای واقعی به یغما برده بودند...اماممان در محاصره جهانی کشور را هدایت می کرد...منافقین نامرد از هیچ سفاکیت فروگذاری نمی کردند...توطئه های داخلی و سیاسی و خلاصه هزار مشکل دیگر...پس چرا در همان سالهای آغاز جنگ نخبگان جبهه ها ( شهید چمران، جهان آرا، همت ) به این زودی پرواز کردند و رفتند؟ شهادت حق شان بود ولی کاش به این زودی ها...وای دوباره بوی جنگ آمد و دلم گرفت ما را رها کنید در این رنج بی حساب با قلب پاره پاره و با سـینه ای کباب
[ سه شنبه 89/3/4 ] [ 11:3 صبح ] [ رضوانه (نگهبان بهشت) ]
[ نظرات () ]
|