برگزیده همایش پارسی بلاگ و جشنواره امام من | ||
بهار 84 بود که تصمیم گرفتم برم مسجد محله مو در جنوب شرقی تهران(البته محله سابق) برای عضویت در بسیج... به طبقه دوم مسجد رفتم و کم کم خانم ها اومدن و همه نشستیم روی زمین بعد خانمی آمد که به حساب پیر بسیجی جمع بود و شروع کرد به پاسخ به سئوالات خانم ها البته پاسخ همه سئوالات از جانب استفتئات آقای خامنه ای بود...بعد هم شروع کرد به سخنرانی ... در خلال سخنرانی اسم آقای خامنه ای را آورد که همه از جا بلندشدند و صلوات فرستادند و وقتی اسم حضرت مهدی (عج) را آوردند در کمال ناباوری نه کسی برخاست و نه کسی حتی بلند صلوات فرستاد ...شاید باورتون نشه مثل پتکی که روی سرم فرود اومده باشه جمعیتو نگاه می کردم ،کسی نه ایستاد نه کسی بلند صلوات نفرستاد...و خانم به اصطلاح خطیب هم از روی اسم حضرت مهدی(عج) براحتی گذشت و خودش هم حتی صحبتشو قطع نکرد برای فرستادن صلوات...با اینکه هیچوقت از آقای خامنه ای بدم نمیومده ولی از این برتری دادن واقعا بدم اومد البته فکر کنم خود بنده خدا، رهبر هم ندونه چطوری توی این جماعتها از اسمش سواستفاده میکنن...اون موقع انقدر اعتماد به نفس نداشتم که اعتراض کنم ...بالاخره ما خونه اومدیمو بی خیال بسیجی شدن شدیم...چندبار بهم تلفن کردن که چرا نیام...دیگه نرفتم [ چهارشنبه 88/12/26 ] [ 9:1 صبح ] [ رضوانه (نگهبان بهشت) ]
[ نظرات () ]
|